خرید بک لینک
سلام.

من برگشتم...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

زندگی هدف نیست. تنها یک مسیر است.

در مسیر نمان و حرکت کن. اگر چیزی را از دست دادی حسرت نخور.

اگر چیزی را به دست نیاوردی باز هم حسرت نخور.

چون در هر دو مورد، فقط کوله بارت را سنگین می کنی.

سبک حرکت کن، زودتر به مقصد خواهی رسید.

خیلی زودتر...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

استکان چینی را دو دستی گرفتآن را آرام آرام به لبهایش نزدیک کرد و جرعه ای نوشید استکان را روی میز گذاشت و چشمهایش را به چشمانم دوخت این بار برق خاصی در نگاهش موج می زد لبخندی زد و با همان صدای گیرا و آرام گفت: "نقشت رو دوباره می نویسم." دوباره سکوت کرد و جرعه ای دیگر نوشید "فقط به یک شرط. اینکه دیگه

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

این مسیر را باید طی کردروزها به سرعت سپری می شوند موها کم کم دارند رنگ نقره ای به خود می گیرند حتی فرصتی برای لذت بردن از چرت صبحگاهی نیست همیشه وجدان درد داری همیشه نگرانی که مبادا حلال و حرام کنی همیشه نگران دیگرانی خیلی چیزها اهمیتشان را از دست داده اند روزهای بارانی به ندرت فرصت قدم زدن در زیر آ

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

نفسهایت را عمیق تر کن

و چشمانت را بازتر...

خوب توی صورتم زل بزن و خوب چین و چروک های چهره ام را به خاطر بسپار

به زودی روزی خواهد رسید که از طرح صورتم

تنها گرده ای در بوم ذهنت نقش خواهد بست...

از من گذشت و حالا

من تمام امید زندگی ام را به تو بسته ام

تو یادگار تمام امیدهای برباد رفته منی

ناامیدم نکن...پسرم...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

مدتهاست که دلم برای گذشته ها تنگ نمی شوددلم آینده را می خواهد حتی حال، هم چنگی به دل نمی زند از مرور خاطره ها خسته شده ام افسرده نیستم اما تازه می فهمم که دنیا چیزی برای عرضه به آدمی ندارد جز یک مشت خیال و گمان و وهم خدا راست می گفت... نمی دانستم پریروز حسابی گوشمالی ام داد، دلم گرفت بعدش خدا به من

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

بهار فرا می رسد

فشارهای خرد کننده

و لحظات ملتهب

کم کم، جایشان را به آرامش خاطر می دهند

و من

ایمان می آورم به خداوندی که گفت:

ان مع العسر یسری...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

تازه می فهمم چرا آدم ها در اوج خوشحالیو در اوج اندوه، حس می کنند خواب می بینند... همیشه حس می کردم همه چیز را خواب می بینم حالا می فهمم که واقعا همه چیز، همه چیز، خوابی بیش نیست... یادش بخیر، فرزانه ای می گفت: " مردم همه در خوابند. چون مردند بیدار می شوند."۰۱۰ آنکه در زندگی ام پیدایش شد، بخشی از ا

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

نباید بگذارم دنیای مجازی بیش از این درگیرم کند...

بلاگفا که مجازی نیست. چیزیست فراتر از اینها...

شاید دفترخاطراتی که گاهگاه از پاره کردنش لذت می برم...

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

آینده را همه طور پیش بینی میکردم، جز آنچه اکنون در آنم. این زیاد هم بد نیست اما...همیشه در اعماق وجودم، معنویات را به مادیات ترجیح می دادم. چه می شود کرد...اقتصاد این روزها... این روزها آنقدر تغییر کرده ام که گاهی یادم می رود قبلا چگونه بودم. این روزها آنقدر مشغله دارم که وقت نمیکنم سری به دلتنگی ها

برچسب: نویسنده: مریم کریمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 15 تير 1396 ساعت: 4:07

صفحه بندی